فناوری

بهترین نقش‌آفرینی‌های سینمایی 2025؛ از تیموتی شالامی تا جنیفر لارنس

فارغ از اینکه تا چه اندازه از فیلم‌های 2025 رضایت داشته‌اید، نمی‌توان از کنار این واقعیت عبور کرد که یکی از بهترین سال‌ها برای بازیگران بود. در سالی که گذشت، با شخصیت‌های سینمایی درجه‌یکی روبه‌رو شدیم، از شرورهایی که ما را میخکوب کردند تا آدم‌هایی نسبتا عادی که اضطراب‌ها، ترس‌ها و آشفتگی‌های درونی انسان معاصر را به تصویر کشیدند. اما بهترین نقش‌آفرینی‌های سینمایی 2025 کدامند؟

انتخاب بهترین نقش‌آفرینی‌های سینمایی 2025 کار آسانی نبود و با اینکه 20 بازیگر -10 مرد و 10 زن- را انتخاب کردیم اما همچنان چهره‌های زیادی نادیده گرفته‌ شده‌اند. سال 2025 از جنبه بازیگری، آنقدر پربار بود که حتی خوش‌بین‌ترین طرفداران سینما هم انتظارش را نداشتند. پیش از آنکه به فهرست برسیم، به این نکته هم توجه داشته باشید که ترتیب خاصی هم ندارد.

بهترین نقش‌آفرینی‌های سینمایی 2025

1- ویل آرنت

نقش‌آفرینی‌های 2025؛ ویل آرنت

  • فیلم: آیا این چیز روشن است؟ (Is This Thing On)
  • کارگردان: بردلی کوپر
  • سایر بازیگران: لورا درن، بردلی کوپر، آندرا دی، ایمی سداریس، شان هایس، کریستین ابرسول، کیران هایندز
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.1 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 87 از 100

ویل آرنت از آن دست بازیگرانی است که همیشه قابل‌اعتماد بوده، اما به‌ندرت فرصت یافته در مرکز قاب بایستد. او بیشتر با «پرورش شکست‌خورده» یا صداپیشگی پرانرژی‌اش در «لگو بتمن» به یاد آورده می‌شود؛ نقش‌هایی که اگرچه محبوب‌اند، اما اغلب او را در قالب همان «آدم بامزه‌ی کنار قصه» نگه می‌دارند. «آیا این چیز روشن است؟» اما این الگو را می‌شکند و شرایط را برای این بازیگر 55 ساله فراهم می‌کند تا بدرخشد.

بردلی کوپر هم در مقام کارگردان، این‌بار مسیر متفاوتی را انتخاب کرده است. او که در آثار قبلی‌اش بیشتر درگیر تراژدی‌های نوابغ موسیقی و کشمکش‌هایشان با فروپاشی شخصی بود، اینجا لحن سبک‌تری را برمی‌گزیند و به جهانی قدم می‌گذارد که ظاهرا سرزنده‌تر است، اما زیر پوستش همان اضطراب‌ها و شکست‌های آشنا جریان دارد. «آیا این چیز روشن است؟» (ارجاع به میکروفون) ما را به دنیای استندآپ کمدی می‌برد؛ جایی که الکس (ویل آرنت)، مردی در آستانه‌ی میانسالی، پس از طلاق و ازهم‌پاشیدن زندگی شخصی‌اش، تصمیم می‌گیرد شانسش را روی صحنه امتحان کند و از دل رنج‌هایش شوخی بسازد.

الکس می‌توانست شخصیتی ترحم برانگیز باشد؛ مردی شکست‌خورده، سرگردان و درمانده که نقاط ضعفش تمام قاب را اشغال می‌کند. اما بازی آرنت اجازه نمی‌دهد چنین شود. او با ظرافت، شخصیتی دوست‌داشتنی خلق می‌کند؛ کسی که با تمام لغزش‌هایش، دوست داریم به موفقیت برسد. تجربه‌ی سال‌ها اجرای کمدی در کارنامه‌ی آرنت به کمکش آمده، اما آنچه بازی او را متمایز می‌کند، توانایی‌اش در نمایش اضطراب است: اضطراب مردی که تازه پا به صحنه گذاشته، هنوز نمی‌داند چگونه درد طلاقش را به شوخی تبدیل کند.

«آیا این چیز روشن است؟» احتمالا در هیاهوی فصل جوایز گم خواهد شد و بعید است که نام ویل آرنت را در فهرست نامزدها ببینیم، اما اهمیت فیلم جای دیگری است. این اثر را باید نقطه‌ی عطفی در کارنامه‌ی آرنت دانست؛ فیلمی که نشان می‌دهد او فراتر از یک بازیگر کمدیِ مکمل است و توانایی حمل یک قصه شخصیت‌محور را دارد.

بهترین نقش‌آفرینی‌های سینمایی 2024؛ از نیکول کیدمن تا دمی مور

2- جسی باکلی

جسی باکلی

  • فیلم: همنت (Hamnet)
  • کارگردان: کلوئی ژائو
  • سایر بازیگران: پل مسکال، امیلی واتسون، جو آلوین، دیوید ویلمت، نوآ جوپ، لوئیزا هارلند، ال سیمونز، اولیویا لینز
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 8.1 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 86 از 100

جسی باکلی با «من به پایان دادن به اوضاع فکر می‌کنم» توجه منتقدان را به خود جلب کرد و سپس با نقش‌آفرینی‌های حساب‌شده‌ای در «دختر گمشده»، «حرف‌های زنانه» و «نامه‌های کوچک شرورانه» نشان داد که موفقیت‌هایش اتفاقی نبوده است. «همنت» اما سطح تازه‌ای از مهارت‌های بازیگری او را به نمایش می‌گذارد. اینجا به‌سختی می‌توانید از او چشم بردارید.

«همنت» بازگشت کلوئی ژائو، کارگردان برنده‌ی اسکار، به فضای سینمای مستقل است؛ اقتباسی تأمل‌برانگیز از رمان تحسین‌شده‌ی مگی اوفارل که ما را به انگلستان دوره‌ی الیزابت می‌برد. فیلم به‌جای تمرکز مستقیم بر میراث ویلیام شکسپیر (پل مسکال)، زاویه‌ی دیدش را به زندگی خانوادگی او و همسرش اگنس (جسی باکلی) محدود می‌کند و تراژدی را از دل یک فقدان شخصی بیرون می‌کشد: مرگ پسر یازده‌ساله‌شان، همنت. این فقدان، نیروی محرکه‌ی اصلی روایت است؛ زخمی که نه‌فقط یک خانواده، بلکه زیست عاطفی شخصیت‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

با مرگ همنت، اگنس آرام‌آرام فرو می‌ریزد و فیلم این فروپاشی را نه با اغراق‌های نمایشی، بلکه با جزئیات ظریف و حساب‌شده نشان می‌دهد. باکلی استاد انتقال رنج در سکوت است؛ در نگاه‌ها، مکث‌ها و حرکات او، اندوهی عمیق جریان دارد. او اجازه می‌دهد درد شخصیت به‌تدریج در جان تماشاگر نفوذ کند و هر صحنه‌ای که در آن حضور دارد، عملا به میدان نمایش توانایی‌های بازیگری‌اش تبدیل می‌شود. سیر تحول اگنس، از زنی استوار به مادری درهم‌شکسته و سپس انسانی که می‌کوشد با فقدان کنار بیاید، با چنان دقتی ترسیم شده که فیلم بدون این بازی، بخش بزرگی از تاثیر خود را از دست می‌داد.

«همنت» بیش از آنکه فیلمی درباره‌ی شکسپیر باشد، مرثیه‌ای است برای غم فقدان، و جسی باکلی قلب تپنده‌ی این مرثیه است. او نشان می‌دهد که چگونه می‌توان اندوهی عظیم را بدون فریاد زدن و اغراق، به شکلی عمیق و ماندگار به تصویر کشید.

3- لی بیونگ هون

نقش‌آفرینی‌های 2025؛ لی بیونگ هون

  • فیلم: چاره‌ای نیست (No Other Choice)
  • کارگردان: پارک چان ووک
  • سایر بازیگران: سون یه جین، پارک هی سون، لی سونگ مین، یوم هه ران، چا سونگ وون
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.5 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 98 از 100

«چاره‌ای نیست» جدیدترین ساخته‌ی فیلمساز برجسته‌ی کره‌ای، پارک چان-ووک است که او را با آثاری همچون «پیرپسر» و «تصمیم جدایی» می‌شناسید. این کمدی سیاه، قصه‌ی کارمند یک کارخانه‌ی تولید کاغذ به نام یو مان-سو (لی بیونگ-هون) را روایت می‌کند که اخراج می‌شود و حالا به دنبال کار دیگری است. او می‌خواهد حتما در حوزه‌ی تولید کاغذ کار کند اما از آنجایی که رقبای زیادی دارد، تصمیم می‌گیرد که آن‌ها را یکی پس از دیگری به قتل برساند.

در ابتدای فیلم، همه‌چیز بی‌نقص است؛ جایی که مان-سو (لی بیونگ-هون) در خانه روستایی بی‌نقص خود، همسر بی‌نقص و دو فرزند بی‌نقصش را در آغوش می‌گیرد و اعلام می‌کند: «می‌دانید الان چه حسی دارم؟ من همه‌چیز دارم.» اما صبح روز بعد، او همه‌چیز دارد جز شغلی که به او اجازه می‌داد از پس هزینه همه‌چیز برآید، زیرا شرکت آمریکایی که کارخانه را خریده، 20 درصد از نیروی کار را تعدیل می‌کند. با وجود اینکه او «مرد سال صنعت خمیر کاغذ» در سال 2019 بوده -و خب، آنها این جایزه را به هر کسی نمی‌دهند، درست است؟- به نظر نمی‌رسد که بتواند شغل جدیدی پیدا کند. او در خطر ناتوانی در پرداخت اقساط وام مسکن خود قرار دارد و از پس هزینه ویولن‌سل بسیار گرانی که معلم موسیقی دختر بااستعدادش روی آن اصرار دارد، برنمی‌آید.

لی بیونگ هون بهترین انتخاب ممکن برای نقش مان-سو بود. در بازی او، نوعی پریشانی وجود دارد که این شخصیت را، با وجود قرارگیری در موقعیت‌های اغلب افسارگسیخته و پوچ، به شکل عجیبی انسانی جلوه می‌دهد. لی البته قصد ندارد مان-سو را قهرمان یا مظلوم جلوه دهد اما از جهاتی بدبختی‌ها و مشکلاتش را درک می‌کنیم. مان-سو آدم خوبی نیست اما درماندگی‌اش را می‌فهمیم. او به خاطر خانواده‌اش است که اخلاقیات را زیر پا می‌گذارد. طنز سیاه «چاره‌ای نیست» تماما به لی بیونگ هون متکی است، بازیگری که تا پیش از این، اصلا نمی‌دانستیم در زمینه کمدی هم استعداد دارد.

4- رز بیرن

رز بیرن

  • فیلم: اگر پا داشتم به تو لگد می‌زدم (If I Had Legs I’d Kick You)
  • کارگردان: مری برانستین
  • سایر بازیگران: کانان اوبراین، دنیل مک‌دونالد، کریستین اسلیتر، ایسپ راکی، مری برانستین، آیو ولک، دالنی کویین
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.6 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 92 از 100

اگر منصف باشیم، رز بیرن باید پیش‌تر از این‌ها باید توسط اسکار جدی گرفته می‌شد. بازی او در نقش زن اشرافیِ مغرور اما از جنبه احساساسی شکننده‌ی «ساقدوش‌ها» (2021) و بعدتر، خلافکار پولدار و بامزه‌ی فیلم «جاسوس» (2015) نشان داد که برن چقدر در کمدی مهارت دارد؛ مهارتی که متاسفانه معمولا از چشم آکادمی پنهان می‌ماند. اسکار هیچ‌وقت رابطه‌ی خوبی با کمدی‌های عامه‌پسند نداشته، اما وقتی پای کمدی-درام به میان می‌آید، اوضاع فرق می‌کند. دقیقاً به همین دلیل است که امسال نام رز بیرن دوباره بر سر زبان‌ها افتاده؛ آن هم به خاطر بازی خیره‌کننده‌اش در فیلم بی‌رحم و صریح مری برونستاین، «اگر پا داشتم به تو لگد می‌زدم».

بیرن در فیلم نقش مادری را بازی می‌کند که زیر فشار مسئولیت‌ها دارد از هم می‌پاشد. او باید از دختری مراقبت کند که با اختلال خوردن دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ دختری که هم به‌شدت نیازمند است و هم دائماً مطالبه‌گر. شخصیت برن مدام در تلاش است که «درست» عمل کند، اما هر قدمی که برمی‌دارد، انگار بیشتر در باتلاق فرو می‌رود. فیلم عمدا تماشاگر را در موقعیتی ناآرام قرار می‌دهد؛ دیدنش همیشه لذت‌بخش نیست و گاهی بیشتر شبیه تحمل کردن یک فشار روانی مداوم است. با این حال، چیزی که باعث می‌شود نتوانید چشم از پرده بردارید، بازی خودِ رز بیرن است.

او تصویری بسیار واقعی از درماندگی و فرسودگی می‌سازد؛ مادری که نه قهرمان است و نه قربانیِ؛ انسانی است گرفتار توقعات دیگران و حتی بدتر از آن، گرفتار توقعات خودش. نکته‌ی مهم اینجاست که این فروپاشی هرگز تصنعی یا اغراق‌آمیز به نظر نمی‌رسد. برن کاری می‌کند که حتی وقتی شخصیتش تصمیم‌های اشتباه می‌گیرد یا عمیق‌تر در بحران فرو می‌رود، همچنان برایمان قابل‌درک باقی بماند.

این نقش‌آفرینی فراتر از یک «بازی خوب» است؛ بیشتر شبیه فوران احساسات سرکوب‌شده‌ای است که خیلی‌ها آن را تجربه کرده‌اند. بیرن تعادل ظریفی میان اضطراب، خشم و آسیب‌پذیری برقرار می‌کند و نشان می‌دهد چطور می‌شود همزمان قوی بود و شکست. «اگر پا داشتم به تو لگد می‌زدم » بیش از هر چیز، ویترینی است برای یکی از بهترین بازی‌های کارنامه‌ی هنری رز بیرن.

5- تیموتی شالامی

نقش‌آفرینی‌های 2025؛ تیموتی شالامی  

  • فیلم: مارتی سوپریم (Marty Supreme)
  • کارگردان: جاش سفدی
  • سایر بازیگران: گوئینت پالترو، تایلر، د کریتور، اودسا آزیون، پن جیلت، کوین اولیری، ایبل فرارا، فرن درشر
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 8.3 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 94 از 100

تیموتی شالامی اکنون در نقطه‌ای قرار گرفته که دیگر لازم نیست توانایی‌هایش را ثابت کند. او در سال‌های اخیر، مدام در آثار فیلمسازان بزرگ حضور پرده کرده و  هر بار چهره‌ای تازه از خودش نشان داده است؛ از صاحب یک کارخانه شکست‌سازی در «وانکا» و برداشتی دقیق از باب دیلن در یک «ناشناخته کامل» تا حضوری مرموز و متفاوت در جهان بی‌رحم «تل‌ماسه». با این حال، نقش مارتی، شاید نقطه‌ای باشد که همه‌ی این مسیرها به آن ختم می‌شوند؛ نقش‌آفرینی تحسین‌برانگیزی که یکی از بهترین‌های سال است.

مارتی در ظاهر یک نابغه‌ی عجیب ‌و غریبِ عاشق پینگ‌پنگ است، اما شالامی کاری می‌کند که او خیلی زود از یک تیپ خاص فراتر برود. او مارتی را همزمان پرانرژی و لجباز، و کودکانه و متمرکز ترسیم می‌کند؛ شخصیتی که گاهی آزاردهنده می‌شود، اما هیچ‌وقت تصنعی یا غیرقابل‌تحمل نیست. صداقتی در بازی شالامی وجود دارد که باعث می‌شود حتی وقتی مارتی رفتارهای ناپسند از خود نشان می‌دهد، باز هم نتوانید از او دل بکنید.

فیلم موفق می‌شود کاری کند که ما به پینگ‌پنگ اهمیت بدهیم، نه به‌خاطر خودِ ورزش، بلکه چون تمام زندگی مارتی در آن خلاصه شده است. شالامی با تعهد کامل به نقش، این وسواس را به تماشاگر منتقل می‌کند؛ هر برد و هر شکست، انگار مستقیما روی اعصاب ما هم اثر می‌گذارد. با تغییر دنیای مارتی، ما هم ناخواسته تغییر می‌کنیم و همراهش جلو می‌رویم. این همان جایی است که بازی شالامی به یک تجربه‌ی احساسی تبدیل می‌شود.

با اینکه داستان در دوره‌ای قدیمی‌تر روایت می‌شود، اما ذهنیت مارتی کاملا امروزی است؛ باور مطلق به اینکه «ذهن می‌تواند واقعیت را بسازد» و این ایده که با تلاش بی‌وقفه می‌شود هر مانعی را کنار زد. شالامی این طرز فکر را بدون شعارزدگی و اغراق به تصویر می‌کشد و در عین حال، تسلط چشمگیری بر طنز ظریف شخصیت دارد؛ طنزی که نه برای خنده‌ی فوری، بلکه برای انسانی‌تر کردن مارتی به کار می‌آید.

در شرایطی که جاش سفدی (کارگردان) شخصیت مارتی را مدام تحت فشار می‌گذارد و او را در موقعیت‌های سخت قرار می‌دهد، شالامی از دل این فشارها شخصیتی چندلایه بیرون می‌کشد؛ شخصیتی که نمی‌شود نسبت به سرنوشتش بی‌تفاوت بود. تماشاگر ناخواسته روی او سرمایه‌گذاری عاطفی می‌کند.

6- اونا چاپلین

اونا چاپلین

  • فیلم: آواتار: آتش و خاکستر (Avatar: Fire and Ash)
  • کارگردان: جیمز کامرون
  • سایر بازیگران: سم ورثینگتون، زوئی سالدانا، سیگورنی ویور، استیون لانگ، کیت وینسلت، کلیف کرتیس، جامین کلمنت
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.4 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 67 از 100

فیلم‌های «آواتار» همیشه محل بحث بوده‌اند؛ بعضی آن‌ها را شاهکارهای بصری می‌دانند و بعضی دیگر به داستان‌پردازی یا شخصیت‌ها ایراد می‌گیرند و می‌گویند فرانچایز «اورریتد» است. این مجموعه اما همواره یک نکته مثبت داشته که کمتر به آن توجه می‌شود: شرورها. کلنل مایلز کواریچ  (استیون لنگ)، در طول این سال‌ها به یکی از به‌یادماندنی‌ترین شرورهای سینمای علمی‌–تخیلی تبدیل شده؛ شخصیتی که نه کاملا سیاه است و نه به‌سادگی قابل پیش‌بینی. نکته جذاب درباره کواریچ این است که همیشه انگار یک قدم با رستگاری فاصله دارد، اما هر بار مسیر سخت‌تری را انتخاب می‌کند.

فیلم «آواتار: آتش و خاکستر» برای عمیق‌تر کردن این شخصیت، تصمیم هوشمندانه‌ای می‌گیرد: اضافه کردن یک همراه عاطفی، یعنی ورانگ (اونا چاپلین)، رهبر قبیله مانگوان. در دنیای پاندورا، کمتر شخصیتی می‌توانست تا این حد با روحیات خشن و پیچیده‌ی کواریچ هم‌خوان باشد. رابطه این دو، فراتر از یک پیوند ساده‌ی داستانی است و به شکل نامحسوسی دینامیک قدرت و شرارت را در فیلم تغییر می‌دهد.

اونا چاپلین (نوه چارلی چاپلین) سال‌هاست که در هالیوود فعالیت دارد اما هرگز آن‌طور که باید دیده نشد؛ احتمالا حتی به یاد نمی‌آورید که او در نقش تالیسا میگیر در سریال «بازی تاج ‌و تخت» حضور داشته. «آواتار: آتش و خاکستر» برای او به مثابه یک معجزه است. حضور ورانگ روی پرده به همان اندازه مسحورکننده است که جلوه‌های ویژه‌ی پرجزئیات و چشم‌نواز جیمز کامرون. چاپلین آشکارا از بازی در این نقش لذت می‌برد و این لذت به تماشاگر هم منتقل می‌شود؛ چه در صحنه‌های خشونت‌بار و چه در دیالوگ‌های تند و به‌یادماندنی‌اش.

اما ورانگ فقط یک شخصیت شرور کاریزماتیک نیست. مهم‌ترین کارکرد او این است که تصویر ساده‌انگارانه‌ی «ناوی‌ها آدم‌خوب‌های مطلق هستند» را به چالش می‌کشد. او نشان می‌دهد که حتی در پاندورا هم مرز میان خیر و شر آن‌قدرها شفاف نیست. این پیچیدگی، لایه تازه‌ای به جهان آواتار اضافه می‌کند و اسطوره‌شناسی آن را غنی‌تر.

اگر مجموعه «آواتار» به قسمت چهارم برسد، بعید است ورانگ یک شخصیت حاشیه‌ای باقی بماند. همه‌چیز نشان می‌دهد که حرکت بعدی او می‌تواند یکی از جذاب‌ترین برگ‌های برنده این فرنچایز باشد؛ شخصیتی که نه ‌فقط داستان را جلو می‌برد، بلکه نگاه ما را به جهان پاندورا و ساکنانش عمیق‌تر می‌کند.

25 تغییر شکل برتر بازیگران در فیلم‌های سینمایی

7- لئوناردو دی‌کاپریو

نقش‌آفرینی‌های 2025؛ لئوناردو دی‌کاپریو

  • فیلم: نبرد پشت نبرد (One Battle After Another)
  • کارگردان: پل توماس اندرسون
  • سایر بازیگران: شان پن، بنیسیو دل تورو، رجینا هال، تیانا تیلور، چیس اینفینیتی، آلانا هایم، وود هریس، شِینا مک‌هیل
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.8 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 95 از 100

حدود سه دهه طول کشید تا بالاخره مسیر لئوناردو دی‌کاپریو و پل توماس اندرسون به هم برسد؛ مسیری که از «نه» گفتن دی‌کاپریو به نقش درک دیگلر در «بوگی نایتس» شروع شد (نقشی که به مارک والبرگ رسید). دی‌کاپریو در نقش باب فرگوسن، یکی از به‌یادماندنی‌ترین شخصیت‌های سال را خلق می‌کند؛ مردی که زمانی انقلابی بوده، حالا در میانسالی غرق در رخوت، ماری‌جوانا و خاطرات گذشته است، اما هنوز یک انگیزه جدی دارد: محافظت از دخترش در برابر سیستمی ظالم که ارزشی برای حق و حقوق انسان‌ها قائل نیست.

در نگاه اول، این شاید خنده‌دارترین نقش‌آفرینی دی‌کاپریو در تمام این سال‌ها باشد. با مردی طرف هستیم که با کلاه بافتنی و حوله حمام، ناگهان وسط یک نبرد ایدئولوژیک و فرهنگی پرتاب شده؛ نبردی که زمانی بخشی از آن بوده و بعد رهایش کرده است. پل توماس اندرسون با زیرکی، این موقعیت کمیک را تا مرز هجو پیش می‌برد، اما هرگز اجازه نمی‌دهد شخصیت به یک کاریکاتور تبدیل شود.

قدرت بازی دی‌کاپریو دقیقا همین‌جاست: او از دل این ظاهر مضحک، احساساتی واقعی بیرون می‌کشد. باب فرگوسن فقط یک بازمانده‌ی خسته از آرمان‌های شکست‌خورده نیست؛ او پیش از هر چیز یک پدر است. انرژی غریزی یک پدر، در رفتار و تصمیم‌هایش موج می‌زند تا شخصیت از سطح طنز فراتر برود. ما نه‌ فقط به سرنوشت او، بلکه به اضطراب‌ها، ترس‌ها و سماجتش اهمیت می‌دهیم.

در این مقطع از کارنامه دی‌کاپریو، دیگر عجیب نیست که او بتواند چنین تعادلی میان کمدی، خستگی، خشم و عشق پدرانه برقرار کند. با این حال، تماشای این میزان از کنترل روی پرده سینما همچنان تماشایی و تاثیرگذار است. فارغ از اینکه چه دیدگاهی نسبت به فیلم «نبرد پشت نبرد» دارید، نمی‌توان از کنار این واقعیت عبور کرد که تقریبا همه بازیگرانش بهترین عملکرد را داشته‌اند و سزاوار حضور در فهرست بهترین نقش‌آفرینی‌های سینمایی 2025 هستند.

8- ایمی مدیگان

ایمی مدیگان

  • فیلم: سلاح‌ها (Weapons)
  • کارگردان: زک کرگر
  • سایر بازیگران: جاش برولین، جولیا گارنر، آلدن ارنرایک، آستین آبرامز، کری کریستوفر، توبی هاس، بندیکت وانگ
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.5 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 93 از 100

به ندرت پیش می‌آید که شخصیتی وارد صحنه شود و شما سریعا احساس کنید با یک شرور درجه‌یک روبه‌رو هستید. عمه گلادیس (ایمی مادیگان) در فیلم ترسناک «سلاح‌ها» دقیقا چنین اثری دارد. همان صحنه‌ی اولیه که او با خشم و سماجت به دفتر مدیر مدرسه یورش می‌برد، کافی است تا بفهمیم او قرار نیست یک شخصیت گذرا یا کلیشه‌ای باشد. مادیگان که سال‌ها در فیلمی تراز اول حضور پیدا نکرده‌ بود، اینجا بازگشتی غافلگیرکننده دارد؛ آن هم در قالب یکی از بی‌رحم‌ترین شرورهای ژانر ترسناک در سال‌های اخیر.

در نگاه اول، ظاهر اغراق‌آمیز گلادیس (گریم دلقک‌وار، کلاه‌گیس نارنجی و عینک‌های بزرگ) توجه ما را جلب می‌کند. اما جذابیت واقعی این شخصیت خیلی فراتر از ظاهرش است. آنچه گلادیس را ترسناک می‌کند، ترکیب سردی، بی‌منطقی و نوعی اقتدار بیمارگونه است که مادیگان با تسلط کامل به تصویر می‌کشد. او طوری در این نقش حل شده که به ‌سختی می‌توان مرزی بین بازیگر و شخصیت پیدا کرد.

از تعقیب‌های دلهره‌آور در جنگل، جایی که گلادیس، جیمز (آستین آبرامز) را زیر نظر دارد، تا صحنه‌های آزاردهنده‌تری که با خونسردی به برادرزاده خردسالش دستور می‌دهد مسئولیت‌هایی فراتر از توانش را به دوش بکشد، مادیگان لحظه‌ای از کنترل نقش خارج نمی‌شود. حتی وقتی خودِ شخصیت به وحشت می‌افتد و در حال فرار از دست کودکانی است که ربوده، این ترس نه‌تنها از هیبت او کم نمی‌کند، بلکه پیچیدگی تازه‌ای به شخصیتش می‌افزاید.

«سلاح‌ها» روی مرز بین وحشت و کمدی سیاه قدم می‌زند؛ ساخت چنین آثاری به شدت سخت است و بازی مادیگان یکی از عناصری است که بین این دو تعادل برقرار می‌کند. طبق اطلاعات منتشر شده، قرار است که فیلمی درباره گذشته عمه گلادیس ساخته شود اما ما همین حالا هم به اندازه کافی او را می‌شناسیم.

9- جوئل اجرتون

نقش‌آفرینی‌های 2025؛ جوئل اجرتون

  • فیلم: قطار رؤیاها (Train Dreams)
  • کارگردان: کلینت بنتلی
  • سایر بازیگران: فلیسیتی جونز، کری کندن، ویلیام اچ میسی، کلیفتن کالینز جونیور، ویل پاتون، جان دیهل، پل اشنایدر
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.5 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 95 از 100

«قطار رؤیاها» از آن فیلم‌های آرامی است که اگر به آن فرصت دهید، ناامیدتان نمی‌کند. فیلم که در ابتدای قرن بیستم می‌گذرد و اقتباسی است از رمان کوتاه تحسین‌شده‌ای به همین نام نوشته‌ی دنیس جانسون، بیشتر از آنکه قصه‌ای پرحادثه تعریف کند، روی زیستن تمرکز دارد؛ روی گذر زمان، فرسودگی، و بارهایی که آدم‌ها بی‌سروصدا با خود حمل می‌کنند. جوئل اجرتون در نقش رابرت، چوب‌بُر و کارگر راه‌آهن، چهره اصلی قصه است،  و فیلم، چیزی حدود هشتاد سال از زندگی او را پیش چشم ما می‌گذارد.

جذابیت اصلی «قطار رؤیاها» در معمولی‌بودنش نهفته است. رابرت مردی است شبیه هزاران مرد دیگرِ زمانه‌ی خودش؛ کم‌حرف، سخت‌کوش و در ظاهر بی‌ادعا. او احساساتش را قورت می‌دهد، دردهایش را پنهان می‌کند و هرچه جلوتر می‌رویم، سنگینی این سکوت بیشتر حس می‌شود. فیلم به‌ جای توضیح دادن، اجازه می‌دهد مخاطب، مثل یک ناظر خاموش، زندگی رابرت را دنبال کند؛ همان‌طور که خود رابرت هم اغلب ناظر زندگی دیگران است.

بازی اجرتون مینیمال و درونی است. دیالوگ‌ها کم‌اند و این بدن، نگاه و مکث‌های اوست که احساس را منتقل می‌کند. حتی وقتی رابرت در کنار همکارانش در طبیعت خشن شمال غربی آمریکا کار می‌کند، نوعی فاصله‌ی درونی در او وجود دارد؛ انگار هیچ‌وقت به جمع تعلق ندارد. این خویشتن‌داری دائمی، شخصیت را باورپذیر و دردناک می‌کند، بی‌آنکه فیلم بخواهد احساسات تماشاگر را به زور تحریک کند.

وقتی پای گلدیس (فلیسیتی جونز) به زندگی رابرت باز می‌شود، تغییر را نه در حرف، بلکه در راه رفتن، در شل شدن شانه‌ها و در سبک‌تر شدن حضورش حس می‌کنیم. همین‌طور رابطه‌ی کوتاه اما اثرگذار او با کلر (کری کندن)، تصویری از زندگیِ ممکن را نشان می‌دهد؛ زندگی‌ای که می‌توانست شکل دیگری داشته باشد، اگر غم و حادثه مسیرش را عوض نمی‌کرد.

«قطار رؤیاها» درباره حسرت‌های کوچک و بزرگ است؛ درباره زندگی‌های ساده‌ای که پر از معنا هستند. جوئل اجرتون با بازی عمیقش، روح این فیلم را شکل می‌دهد و بدون اغراق، بازی او در «قطار رؤیاها» یکی از بهترین‌ نقش‌آفرینی‌های 2025 است.

10- چیس اینفینیتی

چیس اینفینیتی

  • فیلم: نبرد پشت نبرد (One Battle After Another)
  • کارگردان: پل توماس اندرسون
  • سایر بازیگران: لئوناردو دی‌کاپریو، شان پن، بنیسیو دل تورو، رجینا هال، تیانا تیلور، آلانا هایم، وود هریس، شِینا مک‌هیل
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.8 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 95 از 100

حتی برای یک بازیگر باتجربه هم کار ساده‌ای نیست که در فیلمی پرستاره، کنار نام‌هایی مثل لئوناردو دی‌کاپریو، بنیسیو دل‌تورو و شان پن دیده شود. حالا تصور کنید یک بازیگر تازه‌کار از راه برسد و در این جمع،  نگاه‌ها را به سمت خودش بکشد. و این دقیقا کاری است که چیس اینفینیتی در «نبرد پشت نبرد» انجام می‌دهد.

اینفینیتی در نقش ویلا فرگوسن ظاهر می‌شود؛ دختری که محصول یک گذشته‌ی سیاسی ملتهب است. پدر و مادرش، باب (دی‌کاپریو) و پرافیدیا (تیانا تیلور)، هر دو انقلابی‌هایی هستند که سایه‌ی تصمیمات گذشته‌، روی زندگی فرزندشان افتاده است. وقتی سرهنگ لاک‌جا (شان پن)، یک دیوانه‌ی بی‌رحم، ویلا را به‌خاطر گناهان والدینش نشانه می‌گیرد، او ناخواسته وارد مسیری خشونت‌بار می‌شود. ین مسیر می‌توانست ویلا را به یک قربانی ساده یا یک تیپ آشنای دخترِ انتقام‌جو تبدیل کند، اما بازی اینفینیتی -و کارگردانی پل توماس اندرسون- اجازه نمی‌دهد چنین اتفاقی بیفتد.

اما آنچه بازی اینفینیتی را چشمگیر می‌کند، کاریزمای ظاهری‌اش نیست. او در بخش زیادی از فیلم، در شرایطی به‌شدت محدود -حتی با دست‌های بسته- موفق می‌شود دامنه‌ای وسیع از احساسات را منتقل کند. نگاه‌ها، سکوت‌ها و واکنش‌های کوتاهش نشان می‌دهد که چقدر کنترل‌شده و آگاهانه بازی می‌کند. اما نقطه‌ی تمایز واقعی او، آسیب‌پذیری عریانی است که زیر این ظاهر محکم جریان دارد. این یک شروع خوب برای چیس اینفینیتی است و حالا باید دید در ادامه چه می‌کند. او اما استعداد کافی دارد تا به یک ستاره تبدیل شود.

 آیا نسل تازه‌ی ستاره‌های سینما در راه است؟

11- ایتن هاک

نقش‌آفرینی‌های 2025؛ ایتن هاک

  • فیلم: ماه محزون (Blue Moon)
  • کارگردان: ریچارد لینکلیتر
  • سایر بازیگران: مارگارت کوالی، بابی کاناوله، اندرو اسکات، جونا لیز، سیمون دلانی، کیلیان سالیوان، پاتریک کندی
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.9 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 90 از 100

در میان بهترین نقش‌آفرینی‌های سینمایی 2025، بازی ایتن هاک در «ماه محزون» را به‌سختی می‌شود نادیده‌ گرفت. هاک سال‌هاست با تصویر یک آدم صمیمی، آرام و قابل اعتماد در ذهن مخاطب جا افتاده؛ بازیگری که حتی وقتی در نقش‌های پیچیده ظاهر می‌شود، نوعی گرمای انسانی با خود به همراه دارد. اما «ماه محزون» این تصویر آشنا را به‌هم می‌ریزد و از دل همان صداقت همیشگی، شخصیتی عصبی، شکننده و رنج‌کشیده بیرون می‌کشد.

ریچارد لینکلیتر فیلم را عمدا با ساختاری شبیه به یک نمایشنامه جلو می‌برد؛ فضایی محدود، متکی بر دیالوگ و بازی بازیگران. این رویکرد، فضای مناسبی را در اختیار هاک قرار می‌دهد تا شخصیتش را قدم‌به‌قدم بسازد؛ پرسه بزند، حرف بزند، مکث کند و گاهی از کنترل خارج شود. «ماه محزون» فیلمی نیست که با اتفاق‌های بیرونی شما را درگیر کند؛ همه‌چیز در کلمات و نگاه‌ها شخصیت‌ها جریان دارد و هاک دقیقا می‌داند چطور از این بستر استفاده کند.

او در نقش لورینز هارت، ترانه‌سرای افسانه‌ای برادوی، یکی از بهترین بازی‌های دوران حرفه‌ای‌اش را ارائه داده است. داستان در مقطعی حساس از زندگی هارت می‌گذرد؛ درست زمانی که از شریک کاری قدیمی‌اش، ریچارد (اندرو اسکات)، جدا شده و ریچارد در آستانه موفقیتی تاریخی با نمایش «اکلاهما!» قرار دارد. لورینز هارتِ هاک مردی است تلخ، مست، بیش‌ازحد خودآگاه و به‌شدت باهوش. او از نیش‌وکنایه‌هایش لذت می‌برد، از برتری ذهنی‌اش مطمئن است، اما کافی است احساس کند توجه جمع از او برداشته شده تا ناگهان فرو بریزد؛ کوچک، عصبی و درمانده.

قدرت اصلی بازی هاک در تک‌گویی‌های طولانی و نفس‌گیر اوست؛ مونولوگ‌هایی که به هیچ وجه شبیه یک نمایش اغراق‌آمیز نیست، بلکه مثل جریان طبیعی خاطرات و افکار از دهانش بیرون می‌ریزند. شما اینجا به آسانی نمی‌توانید از ایتن هاک چشم بردارید، به ویژه اگر از طرفداران آثار تئاتری هستید. «ماه محزون» شاید فیلم پرزرق‌وبرقی نباشد، اما بازی هاک آن را به اثری تماشایی تبدیل می‌کند.

12- رناته رینس‌وه

رناته رینس‌وه

  • فیلم: ارزش عاطفی (Sentimental Value)
  • کارگردان: یواکیم تری‌یر
  • سایر بازیگران: استلان اسکاشگورد، اینگا ایبس‌دوتر لیله‌اوس، ال فانینگ
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.9 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 97 از 100

«ارزش عاطفی» شاید در ظاهر ساده باشد اما از آن آثاری است که از تمام شدنش تا مدت‌ها رهایتان نمی‌کند. پرتره‌ای از خانواده‌ای‌ که زخم‌هایش نه اغراق‌شده‌اند و نه نمایشی، بلکه آشنا و ملموس به نظر می‌رسند. ساخته‌ی یواکیم تری‌یر یکی از بهترین فیلم‌های 2025 است، نه به خاطر شوک‌های داستانی یا لحظات ملودراماتیک، به دلیل صداقت عاطفی‌ عجیبی که بی‌رحمانه شما را در بر می‌گیرد.

«ارزش عاطفی» علاقه‌ای ندارد کلیشه‌ها را در آغوش بگیرد. فیلم ترجیح می‌دهد ما را در نقطه‌های حساس رها کند؛ جایی که گفتگوها نیمه‌کاره می‌مانند، سوءتفاهم‌ها حل نمی‌شوند و سکوت‌ها از حرف‌ها بلندترند. همین انتخاب است که فیلم را چنین تاثیرگذار می‌کند. تری‌یر بار دیگر نشان می‌دهد چقدر در ترسیم کردن روابط انسانی، به‌ویژه در بستر خانواده، دقیق است.

در مرکز این جهان احساسی، مطابق انتظار، بازی خیره‌کننده‌ی رناته رینس‌وه قرار دارد؛ نقش‌آفرینی خوبی که سزاوارانه تحسین‌های فراوانی دریافت کرده و چیزی شبیه یک کلاس فشرده بازیگری است. شخصیت او، نورا، نیروی محرک آرام فیلم است؛ نه با فریاد و انفجار احساسی، بلکه با حضوری شکننده. رینس‌وه هیچ‌وقت احساسات را مستقیما به رخ نمی‌کشد؛ او آن‌ها را زندگی می‌کند.

تقابل او با استلان اسکاشگورد، لایه‌های پنهان‌تری از زخم‌های نورا را آشکار می‌کند. این تضاد، تنش‌های عاطفی فیلم را ملموس‌تر و دردناک‌تر می‌سازد؛ انگار هر صحنه یادآوری می‌کند که بعضی آسیب‌ها نه با گذر زمان، بلکه فقط با مواجهه صادقانه التیام پیدا می‌کنند. بازی رینس‌وه به‌ قدری طبیعی است که مرز بین بازیگری و تجربه شخصی را کمرنگ می‌کند.

«ارزش عاطفی» بیشتر از آنکه درباره حل‌وفصل مشکلات خانوادگی باشد، درباره کنار آمدن با ناتوانی ما در ترمیم کاملا این جنس روابط است. رناته رینس‌وه یکی از مهم‌ترین بازیگران زن سال‌های اخیر است؛ او باید با «بدترین آدم دنیا» نامزد جایزه اسکار می‌شد که این اتفاق رخ نداد. اما اگر برای برای برای از بی ن بردن  «ارزش عاطفی» هم نامزد نشود، به راستی غافل‌گیرکننده -و ناعادلانه- خواهد بود.

13- مایکل بی. جردن

نقش‌آفرینی‌های 2025؛ مایکل بی. جردن

  • فیلم: گناهکاران (Sinners)
  • کارگردان: رایان کوگلر
  • سایر بازیگران: هیلی استاینفلد، مایلز کاتن، جک اوکانل، وونمی موساکو، جیمی لاسون، عمر بنسون میلر، دلروی لیندو
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.5 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 97 از 100

کوگلر در همان بدو ورود به دنیای سینما با فیلم «ایستگاه فروتویل»، مایکل بی. جردن را کشف کرد؛ بازیگری که حامل جهان‌بینی، خشم فروخورده و دغدغه‌های انسانی‌اش بود. از آن زمان تا امروز، این دو در تمام فیلم‌های بلند کوگلر کنار هم بوده‌اند. جردن با «کریس» موفق شد سایه‌ی سنگین راکی را کنار بزند، در «پلنگ سیاه» یکی از پیچیده‌ترین شرورهای دنیای مارول را ساخت، و حالا «گناهکاران» (Sinners)، بار دیگر تحت هدایت رایان کوگلر، شکوفا شده است.

او در این فیلم موزیکال ترسناک، نقش برادران دوقلو، اسموک و استک را بازی می‌کند که پس از سال‌ها فعالیت در دنیای خلافکاری شیکاگو، به زادگاهشان کلارکسدیل، می‌سی‌سی‌پی بازمی‌گردند. آن‌ها با سرمایه‌ای که جمع کرده‌اند، قصد دارند یک بار موسیقی برای جامعه سیاه‌پوستان راه‌اندازی کنند، جایی که موسیقی بلوز و آزادی موقت از ستم نژادی جریان داشته باشد. این دو برادر، که یکی سرکش و دیگری محتاط است، با چالش‌های اجتماعی و خانوادگی روبه‌رو می‌شوند، اما رویایشان برای ایجاد فضایی برای شادی و اتحاد را کنار نمی‌گذارند.

با تشکر از ظرافت‌های بازیگری جردن، اسموک و استک دو انسان کاملا متفاوت به نظر می‌رسد؛ با زبان بدن، ریتم حرف زدن و حتی نوع نگاه متفاوت. اسموک مردی است که زیر بار اندوه از دست دادن نوزادش خم شده و سکوتش سنگین‌تر از هر دیالوگی است. در مقابل، استک شخصیتی برون‌گراتر دارد؛ کسی که دل‌تنگ عشق قدیمی‌اش، ماری (هیلی استاینفلد)، است و این حسرت را با خشم، شوخ‌طبعی و بی‌قراری می‌پوشاند. جردن بدون اغراق، تمام این احساسات متضاد را در هر دو نقش جاری می‌کند.

کوگلر در «گناهکاران» مدام جردن را با چالش روبه‌رو می‌کند و او هم با اعتمادبه‌نفس و انعطاف‌پذیری کامل، از پس این چالش‌ها برمی‌آید. این فیلم نشان می‌دهد که کوگلر و مایکل بی. جردن وقتی کنار هم قرار می‌گیرند، بهترین نسخه دیگری را بیرون می‌کشند و از بهترین زوج‌های بازیگر-کارگردان معاصر هستند.

14- اما استون

اما استون

  • فیلم: بوگونیا (Bugonia)
  • کارگردان: یورگوس لانتیموس
  • سایر بازیگران: جسی پلمونس، آیدان دلبیس، استاوروس هالکیاس، آلیسیا سیلورستون
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.5 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 87 از 100

اما استون یکی از انعطاف‌پذیرترین هنرمندان سال‌های اخیر است؛ بازیگری که مدام از تصویرهای امن فاصله می‌گیرد و خودش را در موقعیت‌هایی می‌اندازد که خیلی‌ها حاضر نیستند به آن‌ها نزدیک شوند. «بوگونیا» جدیدترین اثر ساختارشکن اوست؛ چهارمین همکاری‌اش با یورگوس لانتیموس و بازسازی آزاد فیلم کالت کره‌ای «سیاره سبز را نجات دهید!».

داستان درباره‌ی دو پسرعمو، تدی (جس پلمونس) و دان (آیدان دلویس) است که تصمیم می‌گیرند میشل فولر (اما استون)، مدیرعامل یک شرکت دارویی را بدزدند. چرا؟ چون تد باور دارد میشل یک موجود فضایی است که به زمین قدم گذاشته تا بشریت را نابود کند. بنابراین او را می‌ربایند، سرش را می‌تراشند تا نتواند با هم‌نوعان خود تماس بگیرد و او را در زیرزمین خانه‌ زندانی می‌کنند. هدف تدی این است که فولر را وادار کند تا با «سفینه‌ی مادر» تماس بگیرد و جلسه‌ای ترتیب دهد که طی آن، پیرامون خروج فضایی‌ها از زمین مذاکره کنند.

نقش استون در «بوگونیا»، تصویری بی‌پرده از قدرت تام است؛ شخصیتی که تنها با «کنترل» تعریف می‌شود. حتی پس از گروگان‌ گرفته ‌شدن، مسیر فکری او تغییری نمی‌کند؛ همچنان سعی دارد هرچه سریع‌تر کنترل را در دست بگیرد. رفتارهای میشل، بازتابی از ایدئولوژی‌های سیستم‌های حکمرانی است، سیستم‌هایی که توسط خود انسان طراحی شده‌اند تا انسان را به زنجیر بکشند. میشل اما هرگز به یک تیپ کارتونی یا شخصیت تک‌بعدی تبدیل نمی‌شود. استون اجازه نمی‌دهد نقش به دام اغراق بیفتد؛ او لایه‌هایی از هوش، ترس، خشم و حتی نوعی شوخ‌طبعی خشک را زیر ظاهر سرد شخصیت پنهان می‌کند. چشم‌های درشت و بیان‌گرش مدام در حال لو دادن چیزهایی هستند که فیلمنامه عمدا به زبان نمی‌آورد.

فیلم همچین ثابت می‌کند که استون دیگر کاملا به زبان سینمای منحصربه‌فرد لانتیموس مسلط شده. «بوگونیا» یک هجویه تلخ است؛ فیلمی که سعی می‌کند ما را وادار به واکنش کند و بدون بازی استون، احتمالا بخش زیادی از تاثیرگذاری‌اش از دست می‌رفت. «بوگونیا» البته برای مخاطب خاص است و شاید همه دوستش نداشته باشند اما حتی اگر با درون‌مایه و مفاهیم قصه موافق نباشید، نمی‌توانید بازی خوب اما استون را نادیده بگیرید.

15- پل مسکال

نقش‌آفرینی‌های 2025؛ پل مسکال

  • فیلم: همنت (Hamnet)
  • کارگردان: کلوئی ژائو
  • سایر بازیگران: پل مسکال، امیلی واتسون، جو آلوین، دیوید ویلمت، نوآ جوپ، لوئیزا هارلند، ال سیمونز، اولیویا لینز
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 8.1 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 86 از 100

پل مسکال یکی از امیدوارکننده‌ترین بازیگران جوان سال‌های اخیر بوده است؛ کسی که احساساتش را فریاد نمی‌زند، بلکه آن‌ها را در سکوت و مکث جا می‌دهد. «همنت» دقیقا در امتداد همین مسیر است و از مسکال می‌خواهد چهره‌ای انسانی‌تر از ویلیام شکسپیر را به نمایش بگذارد.

فیلم، شکسپیر را نه نابغه‌ای بی‌همتا، بلکه انسانی غمگین و سوگوار به تصویر می‌کشد؛ مردی که مرگ پسر خردسالش، همنت، تعادل روانی‌اش را به هم زده است. این فقدان برای شکسپیر و همسرش اگنس (جسی باکلی) معنای متفاوتی دارد: اگنس در سوگ غرق می‌شود و شکسپیر، درمانده و ناتوان از مواجهه مستقیم با اندوه، به صحنه تئاتر پناه می‌برد. مسکال این گریز را درخشان بازی می‌کند.

نقش مسکال در «همنت» از نظر زمانی محدود است اما او از همین فرصت کوتاه برای ترسیم یک مسیر عاطفی کامل استفاده می‌کند. بازی‌اش بر پایه حذف و ایجاز بنا شده؛ نگاه‌هایی که جمله را کامل می‌کنند و سکوت‌هایی که از هر دیالوگی بلندترند. اوج این نقش‌آفرینی در تک‌گویی شکسپیر هنگام تمرین و کارگردانی نمایش «هملت» است. مسکال به‌ خوبی نشان می‌دهد که شکسپیر چرا می‌خواهد این تراژدی را «درست» اجرا کند؛ نه فقط برای خودش، بلکه برای پسری که دیگر حضور ندارد.

16- ایوا ویکتور

ایوا ویکتور

  • فیلم: متأسفم، عزیزم (Sorry, Baby)
  • کارگردان: مارک واترز
  • سایر بازیگران: نائومی آکی، لوئیس کنسلمی، کلی مک‌کورمک، لوکاس هجز، جان کارول لینچ
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.2 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 97 از 100

«متأسفم، عزیزم» تحسین منتقدان را برانگیخت و خیلی زود روشن شد که این واکنش‌ها بیش از هر چیز بل نام ایوا ویکتور گره خورده‌اند. ویکتور که همزمان وظیفه نویسندگی، کارگردانی و بازی در نقش اصلی را بر عهده دارد، یکی از درام‌های متفاوت 2025 را خلق کرده است؛ فیلمی درباره کنار آمدن با ترومایی که هرگز قرار نیست از بین برود.

آنچه فیلم را از آثار مشابه متمایز می‌کند، درک دقیق ویکتور از تناقض‌های زندگی پس از فاجعه (تعرض جنسی) است. او به ‌جای فرو رفتن در تاریکی، به طنز تکیه می‌کند؛ همان شوخی‌های کوچکی که آدم‌ها برای دوام آوردن، ناگزیر به آن‌ها پناه می‌برند. کمدی موقعیت در «متأسفم، عزیزم» راهی برای نزدیک‌تر شدن به حقیقت است: اینکه باید بپذیریم درد، حتی در عمیق‌ترین شکلش، در کنار لحظات عادی، خنده‌های کوتاه و روابط روزمره ادامه پیدا می‌کند.

ایوا ویکتور با اگنس، شخصیتی می‌سازد که میان یک بحران وجودی دائمی و واقعیتی کاملا معمولی در رفت‌وآمد است؛ زنی که ممکن است یک لحظه غرق در خاطره‌ای فلج‌کننده باشد و لحظه‌ای بعد، مشغول انجام کاری پیش‌پاافتاده. بازی ویکتور سرشار از جزئیات کوچک است: مکث‌ها، تغییرات جزئی در لحن، و ناتوانی شخصیت در ابراز احساساتش. اگنس صرفا یک قربانی نیست، انسانی است که می‌خواهد یاد بگیرد چگونه زندگی‌اش را ادامه دهد. «متأسفم، عزیزم» چندان دیده نشد اما یکی از بهترین نقش‌آفرینی‌های سینمایی 2025 را در آن پیدا می‌کنید.

17- استلان اسکاشگورد

نقش‌آفرینی‌های 2025؛ استلان اسکاشگورد

  • فیلم: ارزش عاطفی (Sentimental Value)
  • کارگردان: یواکیم تری‌یر
  • سایر بازیگران: رناته رینس‌وه، اینگا ایبس‌دوتر لیله‌اوس، ال فانینگ
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.9 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 97 از 100

«سه‌گانه اسلو» جایگاه یواکیم تری‌یر را به عنوان فیلم‌سازی صاحب‌سبک تثبیت کرده بود، اما این تضمینی نبود که فیلم تازه‌اش، «ارزش عاطفی» نیز همان تاثیر عاطفی عمیق را تکرار کند. با این حال، کافی است همان چند دقیقه اول فیلم را تماشا کنید تا متوجه شوید که با چگونه اثری روبه‌رو هستید. «ارزش عاطفی» پخته‌ترین اثر تری‌یر و تصویری دقیق از یک خانواده آشفته است؛ و البته بخش قابل‌توجهی از قدرت فیلم را باید مدیون بازی چندلایه و عمیق استلان اسکاشگورد بدانیم.

اسکاشگورد نقش گوستاو بورگ را بازی می‌کند؛ فیلمسازی که رابطه خوبی با دخترانش ندارد و حالا می‌خواهد پس از سال‌ها، فیلم تازه‌ای بسازد.  گوستاو مردی است که زندگی‌اش از شکست‌های عاطفی و اخلاقی پر است؛ پدری که در مهم‌ترین لحظات زندگی دخترانش حضور نداشته و اکنون، با ابراز پشیمانی، می‌کوشد که اشتباهات گذشته‌اش را جبران کند. اسکاشگورد هیچ‌گاه تلاش نمی‌کند زوایای تیره این شخصیت را تلطیف کند یا او را قربانیِ شرایط نشان دهد. برعکس، ما ضعف‌ها، خودخواهی و ناتوانی گوستاو در ارتباط برقرار کردن با عزیزانش را می‌بینیم.

صحنه‌های مشترک اسکاشگورد و رناته رینس‌وه، بی‌تردید از درخشان‌ترین لحظات فیلم است. رابطه پدر و دختری که سال‌ها سوءتفاهم، غیبت و رنجِ فروخورده میانشان انباشته شده، با چنان صداقت و پیچیدگی‌ای به تصویر کشیده می‌شود که کمتر در سینمای معاصر دیده‌ایم. «ارزش عاطفی» درباره چیزهایی است که از والدین به ارث می‌بریم و درباره تلاش‌های اغلب ناموفق برای نزدیک شدن به کسانی که دوستشان داریم اما رهایشان کرده‌ایم.

10 بازیگر که همیشه در نقش‌های مکمل می‌درخشند

18- جنیفر لارنس

جنیفر لارنس

  • فیلم: بمیر عشق من (Die, My Love)
  • کارگردان: لین رمزی
  • سایر بازیگران: رابرت پتینسون، کیت استنفیلد، نیک نولتی، سیسی اسپیسک
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.1 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 74 از 100

بازی جنیفر لارنس در روایت سیاه و بی‌پرده‌ی لین رمزی از مادری که در آستانه فروپاشی است را تنها باید یک واژه می‌توان توصیف کرد: رها. «بمیر عشق من» در نگاه اول، فیلمی درباره افسردگی پس‌ از زایمان است؛ گریس (جنیفر لارنس) مشخصا بعد از تولد فرزندش حال و روز خوبی ندارد، اما یک چیز واضح است، مشکل او به‌هیچ‌وجه نوزاد پسرش نیست، مشکل این است که در نقطه‌ای ایستاده که جهان برایش معنای خاصی ندارد و خوشحال نیست.

لارنس در این نقش، هیچ تلاشی برای کنترل ‌کردن خودش نمی‌کند. نه دنبال دوست‌داشتنی بودن است، نه نگران قضاوت مخاطب. رفتارهای افراطی و غریزی‌اش هم برای این نیستند که شوکه شوید. این‌ها نشانه‌های زنی‌اند که مرز میان عقل و جنون را رد کرده و در دل فروپاشی زندگی می‌کند. این رفتارها تصنعی به نظر نمی‌رسند، چون گویی لارنس واقعا در حال تجربه کردنشان است.

جنیفر لارنس اینجا، یکی از بهترین نقش‌آفرینی‌های سینمایی 2025 را ارائه داده است. او پیشتر در «دفترچه امیدبخش» (2012) نقش آدمی بی‌ثبات و مبتلا به بیماری‌های روانی را بازی کرده بود اما در «بمیر عشق من»،  فرصت داشته تا دیوانه‌وارتر ظاهر شود. گریس اغلب روی چهار دست‌ و پا راه می‌رود و مثل یک حیوان وحشی، در میان بوته‌زار حرکت می‌کند. او قبل از اینکه از خود بپرسد که مشکلش با مادر یا همسر بودن چیست، ترجیح می‌دهد از واقعیت فرار کند و به خیال‌پردازی پناه ببرد.

19- جسی پلمونس

نقش‌آفرینی‌های 2025؛ جسی پلمونس

  • فیلم: بوگونیا (Bugonia)
  • کارگردان: یورگوس لانتیموس
  • سایر بازیگران: اما استون، آیدان دلبیس، استاوروس هالکیاس، آلیسیا سیلورستون
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.5 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 87 از 100

سال‌هاست که درباره جسی پلمونس یک جمله مدام تکرار می‌شود: بازیگری فوق‌العاده که آن‌طور که باید دیده نشده. او با اینکه جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره کن را برده و نامزد اسکار هم شده، کمتر پیش می‌آید که در کنار دیگر ستارگان بزرگ سینما قرار بگیرد. اما بعد از «بوگونیا»، دیگر حرف و حدیثی باقی نمی‌ماند. او بدون چون و چرا، یکی از بهترین بازیگران نسل خودش است. کافی است به بازی‌اش در کمدی سیاه یورگوس لانتیموس دقت کنید.

همان‌طور که بالاتر هم اشاره شد، پلمونس نقش تدی را بازی می‌کند؛ زنبورداری که ذهنش پر است از خشم فروخورده، حسرت و تئوری‌های توطئه. مردی که باور دارد مدیرعامل یک شرکت داروسازی (اما استون) در واقع موجودی فضایی است و برای نجات بشریت باید او را برباید. روی کاغذ، تدی به آسانی می‌توانست به یک شخصیت کاریکاتوری یا شروری مضحک تبدیل شود اما پلمونس او را به چیزی عمیق تبدیل می‌کند.

همدلی با شخصیتی که دست به کارهایی به‌ وضوح غیراخلاقی می‌زند، کار ساده‌ای نیست؛ اما بازی پلمونس به شکلی است که اجازه نمی‌دهد او را یک هیولا ببینیم. در نگاه‌ها، مکث‌ها و لحن صدایش، می‌شود فشار دنیایی را حس کرد که مدام او را به گوشه رانده است. تدی به نقطه‌ای رسیده که دیگر راه دیگری جز طغیان بلد نیست. خشونت و افراط او از دل استیصال می‌آید، نه از میل به شرارت.

20- آماندا سایفرد

آماندا سایفرد

  • فیلم: وصیت‌نامه آن لی (The Testament of Ann Lee)
  • کارگردان: مارک واترز
  • سایر بازیگران: توماسین مکنزی، لوئیس پولمن، تیم بلیک نلسون، کریستوفر ابوت، استیسی مارتین، متیو بیرد
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.8 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 89 از 100

«وصیت‌نامه آن لی» از همان ابتدا از تماشاگرش یک درخواست بزرگ دارد: اینکه بپذیرد شخصیت اصلی با بازی آماندا سایفرد می‌تواند تجسم زنانه‌ای از مسیح باشد. اما سوال اصلی این بود، بر فرض اینکه چنین چیزی را بپذیریم، آیا سایفرد توانایی ایفای این نقش سنگین را دارد؟ پاسخ مثبت است. سایفرد که سال‌های اخیر، بیشتر در نقش‌های مکمل ظاهر شده بود، اینجا شما را مبهوت می‌کند.

این درام موزیکال تاریخی، داستان فرقه‌ی مسیحی «شیکرها» و بنیان‌گذار آرمان‌گرایش، آن لی (آماندا سایفرد) را روایت می‌کند. او اینجا، همه‌ی انرژی و مهارت‌های بازیگری‌اش را در اختیار نقش می‌گذارد. انگار روح آن لی بی‌واسطه از طریق بدن سایفرد با مخاطب ارتباط برقرار می‌کند. در یکی از سکانس‌های اولیه فیلم، دوربین بی‌رحمانه به او نزدیک می‌ماند و سایفرد با بازی‌اش، مرز میان ایمان، جنون و رهایی را از بین می‌برد. تماشای این صحنه هم نفس‌گیر است و هم کمی ترسناک.

«وصیت‌نامه آن لی» فیلم عامه‌پسندی نیست و همه از تماشایش لذت نخواهند برد اما یک چیز را با قطعیت ثابت می‌کند: آماندا سایفرد از آنچه که فکر می‌کردیم، بازیگر بهتری است و این توانایی را دارد که همه را غافل‌گیرر کند. این یکی از دشوارترین نقش‌های کارنامه‌ی هنری سایفرد است و او با قدرت از پس آن برمی‌آید.

منبع: collider

Source link

تیم تحریریه نوومگ

تیم تحریریه nowmag.ir متشکل از گروهی از نویسندگان و کارشناسان حوزه‌های مختلف است که با هدف ارائه محتوای باکیفیت، به‌روز و جذاب فعالیت می‌کند. ما با بررسی دقیق اخبار، ترندها و موضوعات روز، تلاش می‌کنیم مطالبی آموزنده و سرگرم‌کننده برای مخاطبان خود آماده کنیم و تجربه‌ای خواندنی و مفید را فراهم آوریم. تعهد ما به دقت، صحت اطلاعات و تنوع موضوعی، همواره راهنمای مسیر تولید محتوا در nowmag.ir بوده است.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا